سلام ....ی عزیزم
.....ی نازم دلم برات تنگه تنگه . عزیز مهربانم این روزها دوباره دلم
بهانه ات را می گیره ولی تو حرفهای دل بی تابم را باور نداری.
این ترم هم که هیج واحدی را با هم نیستیم آخه من چه کار کنم؟ چگونه من نبینمت نمی دونم شاید قسمت این بوده.
.....ی خوبم حالا که برات اهمیتی دیگه ندارم میام دردهام را اینجا برات
مینویسم شاید کمی دلم تسکین پیدا کنه. ولی هر بار غصه هایش چند
برابر میشه . و طاقت من کمتر و کمتر.

.....ی خوبم حالا که دیگه نمی خوای با من باشی چرا ازم نفرت پیدا کردی؟
مگه من چی گفتم؟ به جز این که گفتم دوستت دارم و دلم واست تنگ میشه
و دلیل اینکه منا دوست نداری را پرسیدم ولی جوابی ندادی کاش حداقل می گفتی چرا
همیشه می ترسیدم ازم ناراحت باشی و تنهام بذاری بری.
راست میگن آدم ترسو روزی هزار بار می میره و من ترسو بودم و تو
دوست نداشتی من ازت سوال کنم ازم رنجیدی.
دلم برات تنگه تورو خدا منو باور کن دیگه نذار تو آتیشت بیشتر بسوزم

دلم از دوری ات تنگ است ......
ببین با غم هماهنگ است ......
چرا دیگر نمی گیری سراغم
مگر قلب تو از سنگ است ......
***********************
محمد بی تو احوالی ندارد
برای پر زدن بالی ندارد
چرا از من گریزانی عزیزم؟
بگو ...... ؛ که اشکالی ندارد
***********************
تمام سینه ام را غم گرفته
دوباره غصه ای حالم گرفته
بیا ...... ببین از دوری تو
زمین و آسمان ماتم گرفته
*********************
بیا ...... که من را طاقتی نیست
بغیر از تو مرا هیچ حاجتی نیست
بیا تا من رخت زودی ببینم
که وقت مردنم شد فرصتی نیست
:: بازدید از این مطلب : 774
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2